السيد محمد تقي المدرسي ( مترجم : شوشترى زاده )

52

نمونه هاى ايثار 3 - حضرت على اكبر ( ع ) ( فارسى )

خطاب سيد الشهداء به فرزند شهيدش اى غرق خون تو نور دو چشم‌تر منى * اى پاره پاره تن ، تو على اكبر منى اى نور ديده گوى به من اين چه حالتست * اى خاك تيره بر سر من اين چه حالتست بشكافت تيغ ظلم كه ؟ بابا سرترا * انداخت بر زمين كه ؟ زكين پيكر ترا مغز سرت ضرب عمود كه ؟ ريخته * از خنجر كه ؟ رشتهء عمرت گسيخته اى نور ديده ، آه دمى ديده بازكن * ظهر است و خيز باپدر خود نمازكن بر خيز كز فراق توترسم به اشك و آه * زينب سر برهنه در آيدز خيمه گاه در خيمه اى پدر بچسان بى تو روكنم * زخم آنقدرنه تا كه توانم رفو كنم هم چون شب زفاف به آئين روزگار * خوش كرده اى زخون سرت دست و پانگار